[ اَ ] (اِ مرکب) درخت امرود را
گویند، چه اربو امرود است و دار، درخت.
(برهان قاطع) (جهانگیری). امرودبن :
بر سر چشمه پای اربودار
لیس فی الدار غیره دیار.لامعی.
رجوع به اربو شود.
لینک ها و اشتراک گذاری
اربودار
شماره: 25689
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ مرکب) درخت امرود را
گویند، چه اربو امرود است و دار، درخت.
(برهان قاطع) (جهانگیری). امرودبن :
بر سر چشمه پای اربودار
لیس فی الدار غیره دیار.لامعی.
رجوع به اربو شود.