معنی و تعریف
[ کَ فَ ] (از ع، اِمص) کثافة. هنگفتی. جسامت. (ناظم الاطباء). زفتی. انبوهی. درهمی. پیچیدگی. (یادداشت مؤلف). مقابل لطیفی : لطیفی برآمیخته با کثافت یقینی برابر شده با گمانی.فرخی. اجسام ز اجرام و لطافت ز کثافت تدوین زمین را و تداویر زمان را. ناصرخسرو. کثافت همه سر بسر در زمینست نظافت همه سر بسر در سماست. ناصرخسرو. تو می گویی از اینجا تا آسمان پانصد سال راه است. و کثافت هر آسمان پانصد سال راه است. (تفسیر ابوالفتوح، از فرهنگ فارسی معین).
|| غلظت. (یادداشت مؤلف) (فرهنگ فارسی معین).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
کثافت
شماره: 256764
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ کَ فَ ] (از ع، اِمص) کثافة. هنگفتی. جسامت. (ناظم الاطباء). زفتی. انبوهی. درهمی. پیچیدگی. (یادداشت مؤلف). مقابل لطیفی : لطیفی برآمیخته با کثافت یقینی برابر شده با گمانی.فرخی. اجسام ز اجرام و لطافت ز کثافت تدوین زمین را و تداویر زمان را. ناصرخسرو. کثافت همه سر بسر در زمینست نظافت همه سر بسر در سماست. ناصرخسرو. تو می گویی از اینجا تا آسمان پانصد سال راه است. و کثافت هر آسمان پانصد سال راه است. (تفسیر ابوالفتوح، از فرهنگ فارسی معین).
|| غلظت. (یادداشت مؤلف) (فرهنگ فارسی معین).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
256764
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی