معنی و تعریف
[ اَ بَ ] (ع عدد، ص، اِ) (در حالت نصبی و جرّی) چهل. اربعون. || چلّه. چله، مدت چهل روز که صوفیان بگوشه نشسته ریاضت و عبادت کنند. (غیاث): که ای صوفی شراب آنگه شود صاف که در شیشه بماند اربعینی. حافظ.
|| چهل روز از عاشورا رفته. بیستم صفر. || ذواربعة و اربعین؛ اسقولوفندر. هزارپا.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اربعین
شماره: 25654
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ بَ ] (ع عدد، ص، اِ) (در حالت نصبی و جرّی) چهل. اربعون. || چلّه. چله، مدت چهل روز که صوفیان بگوشه نشسته ریاضت و عبادت کنند. (غیاث): که ای صوفی شراب آنگه شود صاف که در شیشه بماند اربعینی. حافظ.
|| چهل روز از عاشورا رفته. بیستم صفر. || ذواربعة و اربعین؛ اسقولوفندر. هزارپا.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
25654
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی