معنی و تعریف
[ کُ / کِ ] (ع اِ) گیاه وسمه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به کَتَم شود. || (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب). ابومنصور گفت نام بلدی است از بلاد قیس. (معجم البلدان). || کوهی است. (از منتهی الارب) (از معجم البلدان). ابوزیاد گفت کوهی است در بلاد بنی عقیل. (معجم البلدان). || وادیی است در نجران. (معجم البلدان).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
کتمان
شماره: 256651
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ کُ / کِ ] (ع اِ) گیاه وسمه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به کَتَم شود. || (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب). ابومنصور گفت نام بلدی است از بلاد قیس. (معجم البلدان). || کوهی است. (از منتهی الارب) (از معجم البلدان). ابوزیاد گفت کوهی است در بلاد بنی عقیل. (معجم البلدان). || وادیی است در نجران. (معجم البلدان).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
256651
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی