معنی و تعریف
[ کُ / کِ ] (ع اِ) گیاه وسمه. (منتهی
الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به کَتَم شود.
|| (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب).
ابومنصور گفت نام بلدی است از بلاد قیس.
(معجم البلدان). || کوهی است. (از منتهی
الارب) (از معجم البلدان). ابوزیاد گفت کوهی
است در بلاد بنی عقیل. (معجم البلدان).
|| وادیی است در نجران. (معجم البلدان).