معنی و تعریف
[ کِ ] (حامص مرکب) داشتن
کتاب. تملک کتاب. || مأموریت حفظ و
نظم و ترتیب کتابها در کتابخانه. (فرهنگ
فارسی معین). کار و شغل کتاب دار.
|| تصدی کتابخانه (و آن شغلی مهم
محسوب میشده) (از فرهنگ فارسی
معین): اما در زمان شاه جنت مکان
منصب جلیل القدر کتاب داری یافته مورد
شفقت و منظور تربیت گردید. (عالم آرا).