معنی و تعریف
[ اِ بِ ] (ع مص) خشم کردن با هم.
(از منتهی الارب). ارباس. (از اقرب الموارد).
|| قدرت یافتن. (از منتهی الارب).
|| سپس ماندن. درنگ کردن. (از منتهی
الارب). استئخار. (از اقرب الموارد).
|| سست شدن کار تا آنجا که پراکنده شوند.
|| رفتن در زمین. (از منتهی الارب) (از
اقرب الموارد). || تصرف کردن در کار
خویش. (از اقرب الموارد).