معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) در سختی افتادن. (از
منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || خریدن
کنیزک رَبوخ را یعنی زنی که در وقت
مباشرت بیهوش گردد. (از منتهی الارب) (از
آنندراج) (از ذیل اقرب الموارد). || بر هم
نشستن ریگ و ستبر گردیدن. (از منتهی
الارب) (از اقرب الموارد).