معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) نزدیک چیزی شدن.
|| پیوسته بودن و ادامه یافتن باد جنوب.
|| ادامه یافتن بارش ابر. || اقامت نمودن
در جائی. (از منتهی الارب) (از اقرب
الموارد). || ملازم گشتن و انس و محبت
یافتن ماده شتر به فحل یا به فرزند خود. (از
ذیل اقرب الموارد بنقل از لسان).