معنی و تعریف
(ن مف مرخم) در کلمات مرکبه چون گوهرآمود و مانند آن، بگوهرکشیده. مُنسلک به... در رشته های آن گوهر درآورده. در تارهای آن گوهر منسلک کرده. || مرصع. درنشانده : گرفته مهد را در تختهٔ زر برآموده بمروارید و گوهر.نظامی. نشاندش بر سریر گوهرآمود زمین را کرد از لب شکّرآلود.امیرخسرو. مگر سیل آمد از دریای مقصود که شد پای حریفان گوهرآمود؟امیرخسرو.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آمود
شماره: 2561
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(ن مف مرخم) در کلمات مرکبه چون گوهرآمود و مانند آن، بگوهرکشیده. مُنسلک به... در رشته های آن گوهر درآورده. در تارهای آن گوهر منسلک کرده. || مرصع. درنشانده : گرفته مهد را در تختهٔ زر برآموده بمروارید و گوهر.نظامی. نشاندش بر سریر گوهرآمود زمین را کرد از لب شکّرآلود.امیرخسرو. مگر سیل آمد از دریای مقصود که شد پای حریفان گوهرآمود؟امیرخسرو.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2561
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی