معنی و تعریف
[ اِ بَ ] (ع مص) کسی را بگمان
افکندن. بگمانی افکندن. (تاج المصادر
بیهقی). بگمان انداختن. در شک افکندن.
|| شک آوردن. ریبت آوردن. || تهمت
کردن. || صاحب شک و تهمت گردیدن مرد
(یعنی متهم شدن)، یا کار ناپسندی کردن.
|| جغرات ساختن شیر را. ماست بستن.