معنی و تعریف
[ اَرر ] (ع مص) عمل اِرار کردن شتر ماده:
اَرّ الناقة. (منتهی الارب). || راندن. || دفع
کردن. (منتهی الارب). || درآمیختن. جماع
کردن. (تاج المصادر بیهقی). مجامعت کردن.
(زوزنی). || پلیدی رقیق انداختن و افتادن
آن. (منتهی الارب). || آتش افروختن.
(تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب).
|| آواز کردن بفیرندگی وقت غلبه: اَرّ
المقامِر. (منتهی الارب).