معنی و تعریف
[ اُ ذُ نُدْ دُب ب ] (ع اِ مرکب) دم کرده و جوشاندهٔ مشتی از آن بهترین مدر بول است و شویندهٔ گرده ها و خوردن جوشانده و دم کردهٔ آن برای رفع بادها که بر روی و پشت پای و شکم و جز آن پدید آید نهایت سودمند بود. و ابن البیطار آنرا مرادف فلوموس و بوصیرا گفته است. رجوع به آذان الدب شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اذن الدب
شماره: 25359
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اُ ذُ نُدْ دُب ب ] (ع اِ مرکب) دم کرده و جوشاندهٔ مشتی از آن بهترین مدر بول است و شویندهٔ گرده ها و خوردن جوشانده و دم کردهٔ آن برای رفع بادها که بر روی و پشت پای و شکم و جز آن پدید آید نهایت سودمند بود. و ابن البیطار آنرا مرادف فلوموس و بوصیرا گفته است. رجوع به آذان الدب شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
25359
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی