مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اذمقرار
25337
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ مِ ]
(ع مص)
اذمقرار لَبَن؛ پاره پاره شدن شیر. بریدن شیر. وریدورید شدن.
||
اذمقرار دَم؛ پاره پاره شدن خون. لخت لخت شدن خون.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اذمقرار
شماره: 25337
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ مِ ]
(ع مص)
اذمقرار لَبَن؛ پاره پاره شدن شیر. بریدن شیر. وریدورید شدن.
||
اذمقرار دَم؛ پاره پاره شدن خون. لخت لخت شدن خون.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
25337
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری