کارآزموده253422
معنی و تعریف
[ زْ / زِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) مجرب. کاردیده. تجربه دیده. صاحب تجربه. کارآزمود. کارآزمای : برفتند کارآزموده سوار پس پشت ایرانیان چل هزار.فردوسی. یکی انجمن ساخت [ افراسیاب ] از بخردان هشیوار و کارآزموده ردان.فردوسی. شمردند بر میمنه سه هزار زره دار و کارآزموده سوار.فردوسی. تنی چند از مردان واقعه دیده و کارآزموده بفرستادند. (گلستان). ز تدبیر پیر کهن برمگرد که کارآزموده بود سالخورد. سعدی (بوستان).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
کارآزموده
شماره: 253422
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ زْ / زِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) مجرب. کاردیده. تجربه دیده. صاحب تجربه. کارآزمود. کارآزمای : برفتند کارآزموده سوار پس پشت ایرانیان چل هزار.فردوسی. یکی انجمن ساخت [ افراسیاب ] از بخردان هشیوار و کارآزموده ردان.فردوسی. شمردند بر میمنه سه هزار زره دار و کارآزموده سوار.فردوسی. تنی چند از مردان واقعه دیده و کارآزموده بفرستادند. (گلستان). ز تدبیر پیر کهن برمگرد که کارآزموده بود سالخورد. سعدی (بوستان).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
253422
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی