معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) تیز کردن، چنانکه کارد را. || بی آرام کردن کسی را. (منتهی الارب). جنبانیدن. (تاج المصادر بیهقی). || سست کردن، چنانکه روزه کسی را: اذلاق صوم. || اذلاق طائر؛ فضله افکندن پرندگان. سرگین انداختن مرغ. (منتهی الارب). || اذلاق سراج؛ روشن کردن چراغ را. || اذلاق ضبّ؛ آب ریختن در سوراخ سوسمار تا بیرون آید. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اذلاق
شماره: 25317
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) تیز کردن، چنانکه کارد را. || بی آرام کردن کسی را. (منتهی الارب). جنبانیدن. (تاج المصادر بیهقی). || سست کردن، چنانکه روزه کسی را: اذلاق صوم. || اذلاق طائر؛ فضله افکندن پرندگان. سرگین انداختن مرغ. (منتهی الارب). || اذلاق سراج؛ روشن کردن چراغ را. || اذلاق ضبّ؛ آب ریختن در سوراخ سوسمار تا بیرون آید. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
25317
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی