معنی و تعریف
[ اَ فَ ] (ع ص) تیز. تیزبو. (غیاث). تیزبوی. (تاج المصادر بیهقی) (ربنجنی). پربو. شدیدالرائحة، اعم از خوش یا ناخوش. تُندبوی: صبر مه با شب منور داردش صبر گل با خار اذفَر داردش.مولوی.
- مشک اذفر؛ مشک تیزبوی. (زمخشری): گهی صورتی گردد از عود هندی گهی پیکری گردد از مشک اذفر.فرخی. بباغی کز آب و گلشن بازیابی نسیم گلاب و دم مشک اذفر.فرخی. خون در تنم چو نافه ز اندیشه خشک شد جرمم همین که همنفس مشک اذفرم. (از کلیله و دمنه).

|| خالص. (صراح). || تیزگند. (تاج المصادر بیهقی). || گنده بغل. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اذفر
شماره: 25299
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ فَ ] (ع ص) تیز. تیزبو. (غیاث). تیزبوی. (تاج المصادر بیهقی) (ربنجنی). پربو. شدیدالرائحة، اعم از خوش یا ناخوش. تُندبوی: صبر مه با شب منور داردش صبر گل با خار اذفَر داردش.مولوی.
- مشک اذفر؛ مشک تیزبوی. (زمخشری): گهی صورتی گردد از عود هندی گهی پیکری گردد از مشک اذفر.فرخی. بباغی کز آب و گلشن بازیابی نسیم گلاب و دم مشک اذفر.فرخی. خون در تنم چو نافه ز اندیشه خشک شد جرمم همین که همنفس مشک اذفرم. (از کلیله و دمنه).

|| خالص. (صراح). || تیزگند. (تاج المصادر بیهقی). || گنده بغل. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
25299
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی