معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ) نقل اهل اصول الفقه عن
عبادبن سلیمان الصیمری من المعتزله انّه ذهب
الی انّ بین اللفظ و مدلوله مناسبة طبیعیة
حاملة للواضع علی ان یضع و الا لکان
تخصیص الاسم المعین بالمسمی المعین
ترجیحاً من غیر مرجّح و کان بعض من یری
رأیه یقول انّه یعرف مناسبةالألفاظ لمعانیها،
فسئل ما مسمّی اذغاغ و هو بالفارسیة الحجر
فقال اجد فیه یبساً شدیداً و اراه الحجر.
(المزهر للسیوطی ص ۳۱). چنین کلمه در
فارسی محاورات و نیز فارسی نظمی و نثری
دیده نشد. و رجوع به ادغاغ شود.