معنی و تعریف
[ اِ رِ ] (ع مص) بگذشتن. رفتن. اذرعفاف ابل؛ بطور خود رفتن شتر. || (یا) بشتاب رفتن شتر. || حریص کردن برای کارزار. اذرعفت الابل؛ مضت علی وجوهها لغة فی ادرعفت بالدال المهملة فی معانیها التی ذکرت هناک و المذرعف؛ السریع و اذرعف الرجل فی القتال؛ ای استنتل من الصف. (تاج العروس).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اذرعفاف
شماره: 25274
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ رِ ] (ع مص) بگذشتن. رفتن. اذرعفاف ابل؛ بطور خود رفتن شتر. || (یا) بشتاب رفتن شتر. || حریص کردن برای کارزار. اذرعفت الابل؛ مضت علی وجوهها لغة فی ادرعفت بالدال المهملة فی معانیها التی ذکرت هناک و المذرعف؛ السریع و اذرعف الرجل فی القتال؛ ای استنتل من الصف. (تاج العروس).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
25274
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی