معنی و تعریف
[ اَ رَ ] (ع ص) مُقْرِف. آنکه پدرش بنده
و مادرش آزاد بود یا آنکه پدرش عربی و
مادرش داه آزاد یعنی مولاة باشد. || مرد
فصیح. || اسپ بدنژاد. || (ن تف) نعت
تفضیلی از ذرع: قتلوهم اذرع قتل؛ ای اسرع و
افحش. || سبک تر. چالاک تر. چابک تر:
خیرکن اذرعکن للمغزل؛ ای اخفّکن یداً به. و
یقال اقدرکن علیه. (حدیث).