معنی و تعریف
[ اَ رَءْ ] (ع ص) مرد پیر. (منتهی الارب). || مردی که موی پیش سر او سفید باشد. || سیاه و سپیدگوش. (تاج المصادر بیهقی). - تیس اذرء؛ تکهٔ چپار. مؤنث: ذَرْآء. - فرس اذرء و جدی اذرء؛ کذلک. (منتهی الارب). ارقش الاذنین و سائره اسود. (صحاح اللغة جوهری). اسب و بزی که گوش او دورنگ و سه رنگ باشد و دیگر اعضاء سیاه. - کبش اذرء؛ قچقار که در سر وی سپیدی باشد یا آنکه هر دو گوش وی خال دارد و سائر بدنش سیاه بود. (منتهی الارب). گوسپندی که گوش وی سیاه و سفید و تن سیاه بود. (مهذب الاسماء).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اذرء
شماره: 25257
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ رَءْ ] (ع ص) مرد پیر. (منتهی الارب). || مردی که موی پیش سر او سفید باشد. || سیاه و سپیدگوش. (تاج المصادر بیهقی). - تیس اذرء؛ تکهٔ چپار. مؤنث: ذَرْآء. - فرس اذرء و جدی اذرء؛ کذلک. (منتهی الارب). ارقش الاذنین و سائره اسود. (صحاح اللغة جوهری). اسب و بزی که گوش او دورنگ و سه رنگ باشد و دیگر اعضاء سیاه. - کبش اذرء؛ قچقار که در سر وی سپیدی باشد یا آنکه هر دو گوش وی خال دارد و سائر بدنش سیاه بود. (منتهی الارب). گوسپندی که گوش وی سیاه و سفید و تن سیاه بود. (مهذب الاسماء).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
25257
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی