معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) اذراع بقره؛ گوساله زادن ماده گاو. || صاحب گوساله شدن گاو. || بابچه شدن گاو دشتی. (تاج المصادر بیهقی). || اذراع در کلام؛ پر گفتن و افراط کردن در آن. (تاج المصادر بیهقی). || بسیار شدن سخن. || قبض به ذراع. بذراع و آرش گرفتن. || اخراج. بیرون کردن: اذراع از زیر جبه؛ بیرون کردن ذراع از زیر آن. || طمع کردن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اذراع
شماره: 25251
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) اذراع بقره؛ گوساله زادن ماده گاو. || صاحب گوساله شدن گاو. || بابچه شدن گاو دشتی. (تاج المصادر بیهقی). || اذراع در کلام؛ پر گفتن و افراط کردن در آن. (تاج المصادر بیهقی). || بسیار شدن سخن. || قبض به ذراع. بذراع و آرش گرفتن. || اخراج. بیرون کردن: اذراع از زیر جبه؛ بیرون کردن ذراع از زیر آن. || طمع کردن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
25251
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی