معنی و تعریف
[ قَ قَ هَ ] (ع اِمص، اِ) قهقهه. خندهٔ
سخت با آواز و گردانیدن آواز در خنده. (از
اقرب الموارد) (منتهی الارب). خنده به آواز
بلند. (برهان). رجوع به قه شود. || رفتار
سخت. (ناظم الاطباء). || نوعی از رفتار و
آن مقلوب هقهقه است. (از منتهی الارب) (از
اقرب الموارد) (آنندراج). || آواز غلغل
فروریختن شراب یا مایع دیگر از صراحی و
قرابه و غیره. رجوع به قهقه شود. || آواز
کبک. (یادداشت مؤلف):
اندر پس هر خنده که صد گریه مهیاست
در قهقههٔ کبک دو صد چنگل باز است.
حافظ.
دیدی آن قهقههٔ کبک خرامان حافظ
که ز سرپنجهٔ شاهین قضا غافل
بود.حافظ.