معنی و تعریف
[ قَ قَ هَ ] (ع اِمص، اِ) قهقهه. خندهٔ سخت با آواز و گردانیدن آواز در خنده. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). خنده به آواز بلند. (برهان). رجوع به قه شود. || رفتار سخت. (ناظم الاطباء). || نوعی از رفتار و آن مقلوب هقهقه است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || آواز غلغل فروریختن شراب یا مایع دیگر از صراحی و قرابه و غیره. رجوع به قهقه شود. || آواز کبک. (یادداشت مؤلف): اندر پس هر خنده که صد گریه مهیاست در قهقههٔ کبک دو صد چنگل باز است. حافظ. دیدی آن قهقههٔ کبک خرامان حافظ که ز سرپنجهٔ شاهین قضا غافل بود.حافظ.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
قهقهة
شماره: 252304
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ قَ قَ هَ ] (ع اِمص، اِ) قهقهه. خندهٔ سخت با آواز و گردانیدن آواز در خنده. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). خنده به آواز بلند. (برهان). رجوع به قه شود. || رفتار سخت. (ناظم الاطباء). || نوعی از رفتار و آن مقلوب هقهقه است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || آواز غلغل فروریختن شراب یا مایع دیگر از صراحی و قرابه و غیره. رجوع به قهقه شود. || آواز کبک. (یادداشت مؤلف): اندر پس هر خنده که صد گریه مهیاست در قهقههٔ کبک دو صد چنگل باز است. حافظ. دیدی آن قهقههٔ کبک خرامان حافظ که ز سرپنجهٔ شاهین قضا غافل بود.حافظ.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
252304
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی