معنی و تعریف
[ اِ عَ ] (ع مص) آشکار کردن. آشکارا
کردن. (غیاث اللغات). فاش کردن (چنانکه
خبر را). پراکنده کردن (چنانکه خبری را).
اظهار. اشاعه (خبر را). انتشار.
- اذاعهٔ سرّ خود، یا بسرّ خود؛ فاش
کردن راز خویش و آشکار و ظاهر کردن آن،
یا ندا دردادن بدان در مردم.
|| پراکنده نمودن. || پراکنده شدن
(چنانکه خبر). || آشامیدن تمام آب حوض
یا کوزه: اذاعهٔ ابل ماء حوض را؛ آشامیدن
تمام آن را و همچنین است: اذاع القوم (او
الناسُ) بما فی الحوض. || بردن، چنانکه
مال کسی را: اذاع بمتاعه؛ برد آن را.
|| پاشیدن بول. (آنندراج). || همه را
فراگرفتن، چنانکه ریش و قرحه تن را.