معنی و تعریف
[ اَ اَفْ ] (اِ) به اعتقاد جالینوس
نوع چهارم زبدالبحر است پرسوراخ و بسیار
سبک و از فرنگ آرند شبیه به زهرهٔ اسبوس،
در افعال از زبدالبحر اقوی و از سموم قویه و
قدر دو دانگ او کشنده و طلای او با آب
جهت عرق النساء و ورم پستان و جرب و
کلف و بثور و اکتحال او جهت رفع ناخنه و
بیاض قوی چشم و آب بسیار مؤثر است.
(تحفهٔ حکیم مؤمن). نوعی از کف دریاست،
در زبدالبحر گفته شود انواع آن و صفت آن.
(اختیارات بدیعی). و در تحفهٔ حکیم مؤمن
ذیل زبدالبحر، اذاراقیون آمده است. و رجوع
به آذارافیون شود.