معنی و تعریف
[ مُ زِ ] (اِمص) بخشیدن خدای تعالی گناه را بر بنده پس از مرگ. مغفرت. غفران. درگذرانیدن از. درگذشتن از خطا. عفو. بخشش. بخشایش. صفح. رحمت. تجاوز. بخشیدن شاه یا مهتری خطای رعیت یا کهتری را: گر آمرزش آید ز یزدان پاک شما را ز خون برادر چه باک؟فردوسی. گر آمرزش آید شما را ز شاه جز او را مخوانید خورشید و ماه.فردوسی. اگر پوزش نکو باشد ز کهتر نکوتر باشد آمرزش ز مهتر. (ویس و رامین). گفت ای کنیزک گناه... مهتر تو بزرگتر از آن است که آمرزش توان کرد. (نوروزنامه). لکن در آن نگر که اگر توفیق باشد... آمرزش بر اطلاق مستحکم شود. (کلیله و دمنه).
- آمرزش خواستن؛ استغفار. (زوزنی). بخشایش طلبیدن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آمرزش
شماره: 2519
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ مُ زِ ] (اِمص) بخشیدن خدای تعالی گناه را بر بنده پس از مرگ. مغفرت. غفران. درگذرانیدن از. درگذشتن از خطا. عفو. بخشش. بخشایش. صفح. رحمت. تجاوز. بخشیدن شاه یا مهتری خطای رعیت یا کهتری را: گر آمرزش آید ز یزدان پاک شما را ز خون برادر چه باک؟فردوسی. گر آمرزش آید شما را ز شاه جز او را مخوانید خورشید و ماه.فردوسی. اگر پوزش نکو باشد ز کهتر نکوتر باشد آمرزش ز مهتر. (ویس و رامین). گفت ای کنیزک گناه... مهتر تو بزرگتر از آن است که آمرزش توان کرد. (نوروزنامه). لکن در آن نگر که اگر توفیق باشد... آمرزش بر اطلاق مستحکم شود. (کلیله و دمنه).
- آمرزش خواستن؛ استغفار. (زوزنی). بخشایش طلبیدن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2519
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی