معنی و تعریف
[ قُ نْ ] (ع مص) لازم گرفتن حیا را.
|| پردگی و خانه نشین کردن دختر را.
(منتهی الارب) (آنندراج). || ورزیدن و
کسب کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از
اقرب الموارد). || خوشنود گردانیدن.
(منتهی الارب) (آنندراج). قَنْیْ. (منتهی
الارب) (اقرب الموارد). رجوع به قنی شود.