معنی و تعریف
[ اَ هَ بَ ] (اِخ) نام دو تن از
شعرای ایرانی از مردم قزوین. اجداد یکی از
آندو از زمان چنگیزخان از بزرگان ولایت
قزوین بودند و این بیت از اوست:
صیاد را ز صید بود بیش اضطراب
من بیقرار یارم و او بیقرار من.
و دوّمی بهندوستان رحلت کرده است و بیت
ذیل از اوست
قضا از بهر آن افروخت شمع آشنائی را
که بر دلهای مشتاقان نهد داغ جدائی را.
(قاموس الاعلام ترکی).