معنی و تعریف
[ ] (اِخ) یکی از پیشوایان و
رؤسای علما و مشایخ عثمانی. مولد او
قره مان. او پس از فراگرفتن مقدمات علوم
بشام رحلت کرد و از علمای آن ناحیت فقه و
حدیث و تفسیر و دیگر دانشها آموخت و
بموطن خویش بازگشت و بسلطان
عثمان خان پیوست و مرجع کل مسائل دینیه
و شرعیه شد و چون بطریقهٔ تصوف نیز تمایل
داشت زاویه ای تأسیس کرد و در آنجا از
فقراء و عابرین محتاج پذیرائی میکرد و
سلطان عثمان چند بار بزاویهٔ او مسافرت کرد
و حتی یکشب در زاویهٔ او بخفت و خوابی دید
و صبح بحضرت شیخ قصه کرد و شیخ گفت
تعبیر این خواب آنست که سلطان دختر مرا
تزویج کند و از این تزویج سلالهٔ طاهره ای
بوجود آید و سلطان دختر اده بالی را که
مسماة بمالی خاتون بود تزویج کرد و از او
سلطان اورخان غازی بزاد و سلطان
عثمان خان در همهٔ امور شرعیه و سیاسیه با
اده بالی شور کردی و اده بالی در ۷۲۶ هـ . ق. به
صدوبیست وپنج سالگی وفات کرد. و یکماه
پس از او دختر وی و چهار ماه بعد سلطان
عثمان خان درگذشتند و تربت اده بالی متصل
بزاویهٔ اوست. (قاموس الاعلام ترکی).