معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) ظاهر کردن خلاف
باطن. (منتهی الارب). مداهنه. (زوزنی).
مداهنت کردن. (تاج المصادر بیهقی).
|| دروغ گفتن. || نفاق کردن.
|| پوشیدن. (آنندراج). بپوشیدن.
|| صنعت کردن در سخن و جز آن.
|| خیانت کردن. || صاف
گردانیدن. (منتهی الارب). || غش کردن.
(تاج المصادر بیهقی). || خوار داشتن.
قال اللََّه تعالی:{/Bأَ فَبِهََذَا اَلْحَدِیثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ.
۱-۵۵۶:۸۱/}(قرآن ۵۶/۸۱). در یک نسخهٔ خطی
مهذب الاسماء برای کلمه معنی «دیو» و در
نسخهٔ دیگر معنی «ونو» آمده است و شاید هر
دو مصحف ریو باشد.