معنی و تعریف
[ اِدْ لُ بُ ] (اِخ) پسر ادموند
اول پادشاه انگلوساکسن (۹۵۵ -۹۵۷م.).
وی پس از فوت عمّ خویش ادرد پنجم بتخت
نشست و بیکی از دختران خاندان خویش
الژیوه نام عاشق شد و او را در خفا بزنی کرد.
رهبانان دختر را در تحت شکنجه بکشتند و
قسمت شمالی ممالک ادوی را از وی منتزع
کرده ببرادر او دادند و او از تأثر این
پیش آمدها بمرد.