معنی و تعریف
[ اَ ] (اِخ) (یهوه خدای من است)
وی پسر چهارمین داود از حجیث بود و پس
از وفات چلیاب پسر داود قصد سلطنت کرد و
حال آنکه سلیمان از جانب خدا بپادشاهی
برگزیده شده بود، و داود هنوز در حیات بود
که ادونیاه بدستیاری یوآب و ابی یاثار و
دیگران آشکارا دعوی تخت و تاج کرد و
چون داود از این امر مطلع گشت فوراً برای
سلیمان تاجگذاری نمود این موضوع سبب
پراکندگی دوستان ادونیاه شد و خود او در
قربانگاه بست نشست. سلیمان او را نصیحت
کرد و مرخص فرمود. چون داود درگذشت
وی ابی شک زوجهٔ داود را خواستگاری کرد
تا بدین استصواب، خیال پیشین و دعوی تاج
و نگین را پیش برد لکن سلیمان وی را
بکشت. (اول پادشاهان ۱ و ۲) و مرگ او به
سال ۱۰۱۴ ق. م. است. (قاموس کتاب
مقدس).