معنی و تعریف
[ اِ ] (اِخ) (کودکان...) پردهٔ نقاشی
عمل پُل دُلارُش. این پرده ادوارد پنجم و
دوک دُیُرک را که در اطاقی در برج لندن
توقیف شده اند، نشان میدهد هر دو شاهزاده بر
تخت خواب نشسته اند و از سیمای ادوارد
پنجم، رنج درونی و حزن او آشکار است و
بجامهٔ سیاه ملبس است، دستهای وی بهم
ملحق و سر او خم است و بشانهٔ برادر خود
تکیه کرده است و او جامه ای از مخمل سیاه
در بر دارد و کتاب ادعیهٔ خود را بر زانوان
برادر ارشد بازگذاشته و او را وادار بخواندن
کتاب داشته و ناگهان آواز شوم کلید توجه او
را جلب کرده و وی سر را بطرف در که از آنجا
شعاعی داخل شده است، برگردانیده است و
سگی کوچک نیز بهمان جهت مینگرد، گوشها
را بلند دارد و منتظر دخول کسان است. اینان
قاتلینی هستند که گلُسِسْتِر برای کشتن
شاهزادگان فرستاده است. این پرده اکنون در
موزهٔ لوور است.