معنی و تعریف
[ اِ ] (اِخ) اول، پادشاه انگلستان
(۱۲۷۲ -۱۳۰۷م.). وی گالواها را مغلوب
کرد، با اسکاتلندیان جنگ سخت داد و چون
به آزادی پارلمانی احترام میگذاشت، بدو لقب
ژوستینین بریتانیا داد (۱۲۳۹ -۱۳۰۷م.). و
رجوع به تاریخ مغول ص ۲۰۴ و ۲۴۵ و ۲۸۳
شود. || ادوارد دوم، پادشاه انگلستان
(۱۳۰۷ -۱۳۲۷م.). پسر ادوارد اول و شوهر
ایزابل، دختر پادشاه فرانسه فیلیپ لوبِل است.
وی پس از منازعات ممتد با اشرافیت بریتانیا
کشته شد. (۱۲۸۴ -۱۳۲۷م.). || ادوارد
سوم، پادشاه انگلستان (۱۳۲۷ -۱۳۷۷م.).
پسر ادوارد دوم. وی اسکاتلند را بتصرف
خود آورد و با فرانسه بجنگهای صدساله
پرداخت و در اِکلوز و کرِسی فاتح شد و کالِه
را تصرف کرد و به ژان لوبُن مصالحهٔ برِتین پی
را تحمیل کرد و سازمان شوالیه گری موسوم
به ژارِّتیِر را ایجاد کرد. || ادوارد چهارم،
پادشاه انگلستان (۱۴۳۲ -۱۴۶۱ م.). پسر
دوک دیورک ریشارد و رئیس حزب
رُزبلانش. او بر علیه لانکاستر برخاست.
(۱۴۴۲ -۱۴۸۳م.). || ادوارد پنجم،
پسر ادوارد چهارم، پادشاه انگلستان بسال
۱۴۸۳ م. وی فقط چندماه سلطنت کرد،
عموی او ریشارد گلسستر او و برادرش
ریشارد دیورک را در برج لندن بقتل رسانید.
(۱۴۷۰ -۱۴۸۳م.). || ادوارد ششم،
پادشاه انگلستان (۱۵۴۷ -۱۵۵۳م.). وی به
انتشار و توسعهٔ رِفُرم علاقمند بود (۱۵۳۷ -
۱۵۵۳م.). || ادوارد هفتم، متولد در
لندن، پادشاه انگلستان در ۱۹۰۱، پسر ملکه
ویکتوریا. در زمان سلطنت وی جنگ
ظالمانهٔ ترانسوال بپایان رسید. (۱۸۴۱ -
۱۹۱۰م.).
|| ادوارد هشتم، متولد در وایت لوج،
ریشموند، بسال ۱۸۹۴م. پادشاه انگلستان در
۱۹۳۶، پسر ژرژ پنجم. وی در دسامبر
۱۹۳۶م. سلطنت را ترک گفت.