معنی و تعریف
[ اِدْ ] (ع مص) دردمند گردانیدن.
(زوزنی). بیمار کردن. (تاج المصادر بیهقی).
بیمار ساختن. (منتهی الارب). دردمند و بیمار
کردن. مریض گردانیدن. || بیمار
گردیدن. (منتهی الارب). بیمار شدن.
|| بیمار بودن. (منتهی الارب).
|| تهمت نهادن. (منتهی الارب).
|| تهمت نهاده شدن. || خوردن
سرشیر.