معنی و تعریف
[ اَ دَن ن ] (ع ص) کوزپشت (مرد). مرد
خمیده. (مؤید الفضلاء). مرد خمیده پشت.
(آنندراج). آنک پشت وی به دو درآمده
بود. (تاج المصادر بیهقی) (مهذب الاسماء).
قوزپشت. سینه و پشت به اندرون رفته.
|| پشت فرونشسته. || آنکه
گردنش بدوش فروشده باشد. (زوزنی)
(تاج المصادر بیهقی). || کوتاه دستها
(اسب). اسبی کوتاه دست. (تاج المصادر
بیهقی). || بیت ادنّ؛ خانهٔ پست. مؤنث:
دَنّاء.