[ مَ شُ دَ ] (مص مرکب)
مراوده. آمدن و رفتن :
همه روزش آمدشدن پیش اوست
که هستند با یکدگر سخت دوست.فردوسی.
به آمدشدن راه کوته کنید
روان را سوی روشنی ره کنید.فردوسی.
به نزدیک زال آوریدش بشب
بر آمدشدن هیچ نگشاد لب.فردوسی.
لینک ها و اشتراک گذاری
آمدشدن
شماره: 2499
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ مَ شُ دَ ] (مص مرکب)
مراوده. آمدن و رفتن :
همه روزش آمدشدن پیش اوست
که هستند با یکدگر سخت دوست.فردوسی.
به آمدشدن راه کوته کنید
روان را سوی روشنی ره کنید.فردوسی.
به نزدیک زال آوریدش بشب
بر آمدشدن هیچ نگشاد لب.فردوسی.