معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) پیوسته کاری کردن. (تاج المصادر بیهقی). پیوسته و همواره کردن چیزی را. دائم کردن کاری را. (غیاث اللغات): رفتن تیر شاه بر سم گور هست از ادمان نه از زیادی زور. نظامی. و در کار عشرت و ادمان تلهی، گوئی نصیحت قهستانی را بسمع قبول استماع نموده: تمتع من الدنیا... (جهانگشای جوینی).
- ادمان خمر؛ پیوسته خوردن شراب. مداومت شراب. استلاج. دائم الخمر بودن. پیوسته خوردن می را. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ادمان
شماره: 24960
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) پیوسته کاری کردن. (تاج المصادر بیهقی). پیوسته و همواره کردن چیزی را. دائم کردن کاری را. (غیاث اللغات): رفتن تیر شاه بر سم گور هست از ادمان نه از زیادی زور. نظامی. و در کار عشرت و ادمان تلهی، گوئی نصیحت قهستانی را بسمع قبول استماع نموده: تمتع من الدنیا... (جهانگشای جوینی).
- ادمان خمر؛ پیوسته خوردن شراب. مداومت شراب. استلاج. دائم الخمر بودن. پیوسته خوردن می را. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
24960
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی