معنی و تعریف
[ اَ دَ ] (اِخ) ناحیه ای نزدیک هجر از سرزمین بحرین. || موضعی نزدیک ذی قار و هامرز آنجا بقتل رسید. (معجم البلدان). || بقول نصر موضعی است نزدیک عمق و یاقوت گوید گمان میکنم که کوهی است. (معجم البلدان). || ناحیه ای از عمان. شهری بعمان. (دمشقی). از نواحی عمان شمالی مجاور شِملیل و آن ناحیهٔ دیگریست از عمان نزدیک بحر. (معجم البلدان). || اولین منزل از واسط در راه حجاج و آن چشمه ایست. || از قراء یمن و از اعمال صنعاء است. (معجم البلدان).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ادم
شماره: 24940
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ دَ ] (اِخ) ناحیه ای نزدیک هجر از سرزمین بحرین. || موضعی نزدیک ذی قار و هامرز آنجا بقتل رسید. (معجم البلدان). || بقول نصر موضعی است نزدیک عمق و یاقوت گوید گمان میکنم که کوهی است. (معجم البلدان). || ناحیه ای از عمان. شهری بعمان. (دمشقی). از نواحی عمان شمالی مجاور شِملیل و آن ناحیهٔ دیگریست از عمان نزدیک بحر. (معجم البلدان). || اولین منزل از واسط در راه حجاج و آن چشمه ایست. || از قراء یمن و از اعمال صنعاء است. (معجم البلدان).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
24940
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی