معنی و تعریف
[ اَ فَ ] (ع ص) کج. || مرد خم گرفته از پیری و اندوه. کوژ. || آنک دندانش بیرون نشسته بود از دهن. (تاج المصادر بیهقی). شتر دندان بیرون آمده. || شتری که آرنج وی از هر دو پهلوی او جدا باشد. || سیر ادفق؛ رفتن بشتاب. || هلال برابر و سپید غیرمایل بطرفی. (منتهی الارب). و الادفق من الأهلة؛ المستوی الابیض غیرالمتنکب علی احد طرفیه. (تاج العروس).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ادفق
شماره: 24856
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ فَ ] (ع ص) کج. || مرد خم گرفته از پیری و اندوه. کوژ. || آنک دندانش بیرون نشسته بود از دهن. (تاج المصادر بیهقی). شتر دندان بیرون آمده. || شتری که آرنج وی از هر دو پهلوی او جدا باشد. || سیر ادفق؛ رفتن بشتاب. || هلال برابر و سپید غیرمایل بطرفی. (منتهی الارب). و الادفق من الأهلة؛ المستوی الابیض غیرالمتنکب علی احد طرفیه. (تاج العروس).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
24856
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی