معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) گرم کردن. گرم ساختن. تبسانیدن. (زوزنی). گرم داشتن. جامهٔ گرم پوشانیدن کسی را. || پشم و صوف بسیار دادن کسی را. || ادفاء ثوب کسی را؛ گرم کردن جامه او را. || گرد آمدن قوم. || دراز شدن شاخ آهو تا نزدیک سرین وی. || خسته را کشتن. (منتهی الارب). تمام کردن خسته. (تاج المصادر بیهقی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ادفاء
شماره: 24843
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) گرم کردن. گرم ساختن. تبسانیدن. (زوزنی). گرم داشتن. جامهٔ گرم پوشانیدن کسی را. || پشم و صوف بسیار دادن کسی را. || ادفاء ثوب کسی را؛ گرم کردن جامه او را. || گرد آمدن قوم. || دراز شدن شاخ آهو تا نزدیک سرین وی. || خسته را کشتن. (منتهی الارب). تمام کردن خسته. (تاج المصادر بیهقی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
24843
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی