معنی و تعریف
(اِ) آماس. ورم. نفخ. تمیدگی. تورم. انتفاخ. تهبّج. دُروء. باد. بادکردگی. تفرق : ز بس دم تو که خوردم به نای می مانم که در میانهٔ دفّم پدید شد آماه. نجیب جرفادقانی. پس عجب نیست که با جنس ذبولی که وراست تره را بر سر خوان تو بگیرد آماه. نجیب جرفادقانی. شیر کز مالش عدل تو دباغت یابد گردنش نرم تر از نیفهٔ روباه بود خصمت ار فربهئی یافت ز معجون غرور چه شود، فربهی طبل ز آماه بود. شرف شفروه.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آماه
شماره: 2478
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(اِ) آماس. ورم. نفخ. تمیدگی. تورم. انتفاخ. تهبّج. دُروء. باد. بادکردگی. تفرق : ز بس دم تو که خوردم به نای می مانم که در میانهٔ دفّم پدید شد آماه. نجیب جرفادقانی. پس عجب نیست که با جنس ذبولی که وراست تره را بر سر خوان تو بگیرد آماه. نجیب جرفادقانی. شیر کز مالش عدل تو دباغت یابد گردنش نرم تر از نیفهٔ روباه بود خصمت ار فربهئی یافت ز معجون غرور چه شود، فربهی طبل ز آماه بود. شرف شفروه.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2478
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی