معنی و تعریف
[ اِ ] (اِخ) ابن حسام بدلیسی. از
امرای کرد ایران و مورخ است. وی از ترس
سیاست شاه اسمعیل صفوی بترکیه گریخت و
بسال ۹۱۷ هـ . ق. بحج رفت و برای وبا بمصر
داخل نشد و سلطان بایزیدخان ثانی مقدم او
را گرامی داشت و بسال ۹۳۰ درگذشت. او
راست: هشت بهشت فارسی در تاریخ
آل عثمان و شرحی بر فصوص الحکم
محیی الدین عربی و شرحی بر گلشن راز
محمود شبستری. و رسالة فی الطاعون و
جوازالفرار عنه. و او یکی از جمع آورندگان
اربعین حدیث است که بفارسی نیز آنرا ترجمه
کرده است و او را در جوار ایوب انصاری
کوشکی معروف و چشمه ای بنام خود اوست.
و در همسایگی آن مسجدی که زینب خاتون
زن او بنا کرده است. رجوع به کشف الظنون و
قاموس الأعلام ترکی شود.