معنی و تعریف
[ اَ دِ نَ ] (اِخ) ولایتی از ولایات
عثمانیه (ترکیهٔ جدید) در روم ایلی از بخش
ترکیهٔ اروپا. در شمال آن امینه طاغ و خواجه
بلقان و در مشرق آن بحر اسود و در جنوب
ولایت آستانه و بحر مرمر یا داردانل و
ارخبیل [ آرشی پل گنگبار ] و در مغرب
دسپتوداغ واقع است. مساحت آن ۶۲۷۸۸
هزارگز و مرکز آن شهر ادرنه است که ولایت
بنام آن نامیده شده و آن از اهم ولایات
عثمانیه است و عده ای از رودها مانند رود
مریج و اردا و طنجه و ارکنه و غیرها در آن
جاریست و کوههای پربیشه که همه نوع
درخت دارد، در آن فراوانست و دارای آبهای
گرم معدنی است و آهن و مرمر و سنگ آسیا
از آنجا استخراج کنند و از محصولات ادرنه
انیسون و تریاک و زیره و جهره (؟) و بادام و
گوز و فندق و شاه بلوط و سیب و آلو و آلبالو و
وشنه (گیلاس) و شفتالو و خربزه و اصناف
حبوب و غیرها میباشد و نیز در آن
کارخانه های حریربافی و پنبه و پشم ریسی
است و بدانجا عبا و سجاده و امثال آن بافند و
آلات حربیه مانند توپ و تفنگ سازند و
دارای مدارس بسیار است. ولایت مزبور به
پنج لواء تقسیم میشد شامل: ادرنه، فلبة،
اسلمیة، تکفورطاغ و گالی پلی و این نیز به ۳۶
قضاء تقسیم میشد. عدد سکنهٔ آن در حدود
۲۵۳۷۰۵۹ مسلم و مسیحی است. رجوع به
ضمیمهٔ معجم البلدان و لاروس شود.
|| نیز شهریست مرکز ولایت و لواء و
مرکز قضاء و آن دومین شهر از شهرهای
عثمانی در ترکیهٔ اروپا بود پس از اسلامبول و
آن بمسافت ۱۳۰ میلی قسطنطنیه در شمال
غربی نزدیک ملتقی سه نهر یربج و طنجه و
اردا واقع و سوری کهن آن را محصور داشت
و در جانب شمالی آن قلعه ای قدیمی و مربع
بود و بدانجا ابنیهٔ فاخره بسیار است از آنجمله
قصر شاهی مشهور به اسکی سرای که از آن
سلاطین عثمانی بود از سنهٔ ۷۶۸ هـ . ق. تا
حین فتح قسطنطنیه بسال ۸۰۷ و سراهای
بسیار درین شهر است و بیش از ۴۰ جامع
دارد که نه عدد آنها را سلاطین ساخته اند و
جمیل ترین آنها جامع سلطان سلیم ثانی و
جامع سلطان مراد ثانی است و در آن دو بازار
عظیم است که بهترین آن دو سوق
علی پاشاست و در آن ۵۲ مهمانسرای بزرگ
است و پلی بر نهر طنجه و قنات آبی و عده ای
حمام و مسجد جامع و راهها و مدارس و
مطابخ دارد که در آن فقراء را طعام دهند و
بیمارستانها و مطبعهٔ ولایت و کارخانه های
حریربافی و پشم ریسی و استخراج گلاب
دارد و اراضی آن پرحاصل و درختان و
گلهاست و جانوران بسیار بدانجا یافت شود و
مرکز علوم دینی است زیرا یکی از بلاد
پنجگانه است که علوم دینیه در آن رایج است
و آن مصر و شام و بروسه و ادرنه و فلبته است
و جمعیت آن در حدود ۱۵۰ هزار تن است.
رجوع به ضمیمهٔ معجم البلدان و قاموس
الاعلام ترکی شود.