معنی و تعریف
[ اَ رَ ] (معرب، اِ) (کلمهٔ فارسی بقول
لیث) ادرنگ. اشکز (عربی) و آن چیزی است
چون چرم برنگ سفید که زین بدان استوار
کنند. (ازهری از تاج العروس). دوال سیرم.
(ربنجنی در معنی اشکز). الأُشْکُزُّ کطُرْطُبّ؛
شی ء کالادیم الابیض یُؤَکَّدُ به السّروج، معرب
ادرنج بالفارسیة. (اقرب الموارد).