معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) آگاهانیدن. آگاه کردن. (زوزنی). دریابانیدن. آموزانیدن. اعلام کردن. آگاهانیدن کسی را حیله ای یا عام است. (منتهی الارب). || فریب دادن. فریفتن. (تاج المصادر بیهقی): ادری الصید؛ فریب داد آنرا. (منتهی الارب). || فروهشتن ناقه شیر را از پستان، گاه نتاج. انزال لبن و ارخاء پستان. فرودآوردن شیر و فروگذاشتن پستان. || خاریدن سر به مدری و مِدری بمعنی شاخ باریک که زنان به وی موی سر راست کنند. (آنندراج). شانه کردن موی را.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ادراء
شماره: 24644
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) آگاهانیدن. آگاه کردن. (زوزنی). دریابانیدن. آموزانیدن. اعلام کردن. آگاهانیدن کسی را حیله ای یا عام است. (منتهی الارب). || فریب دادن. فریفتن. (تاج المصادر بیهقی): ادری الصید؛ فریب داد آنرا. (منتهی الارب). || فروهشتن ناقه شیر را از پستان، گاه نتاج. انزال لبن و ارخاء پستان. فرودآوردن شیر و فروگذاشتن پستان. || خاریدن سر به مدری و مِدری بمعنی شاخ باریک که زنان به وی موی سر راست کنند. (آنندراج). شانه کردن موی را.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
24644
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی