مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
ادحاض
24615
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
باطل کردن. (تاج المصادر بیهقی). دفع کردن. باطل کردن حجت. مغلوب کردن.
||
لغزانیدن پای. بخیزانیدن. (تاج المصادر بیهقی).
||
قرعه انداختن.
||
گردانیدن آفتاب بمغرب از وسطالسّماء.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
ادحاض
شماره: 24615
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
باطل کردن. (تاج المصادر بیهقی). دفع کردن. باطل کردن حجت. مغلوب کردن.
||
لغزانیدن پای. بخیزانیدن. (تاج المصادر بیهقی).
||
قرعه انداختن.
||
گردانیدن آفتاب بمغرب از وسطالسّماء.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
24615
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری