معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) باطل کردن. (تاج المصادر بیهقی). دفع کردن. باطل کردن حجت. مغلوب کردن. || لغزانیدن پای. بخیزانیدن. (تاج المصادر بیهقی). || قرعه انداختن. || گردانیدن آفتاب بمغرب از وسطالسّماء.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ادحاض
شماره: 24615
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) باطل کردن. (تاج المصادر بیهقی). دفع کردن. باطل کردن حجت. مغلوب کردن. || لغزانیدن پای. بخیزانیدن. (تاج المصادر بیهقی). || قرعه انداختن. || گردانیدن آفتاب بمغرب از وسطالسّماء.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
24615
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی