معنی و تعریف
[ اِ نَ ] (ع مص) فرومایه و ضعیف
گردانیدن. || خسیس شدن: اُدینَ
(مجهولاً)؛ خسیس و فرومایه گردید و ضعیف
و سست شد. || وام دادن. (تاج المصادر
بیهقی): ادنته؛ وام دادم او را. (منتهی الارب).
|| وام گرفتن: ادان هو؛ وام گرفت.
(منتهی الارب). || بمهلت چیزی خریدن
و بهای آنرا وام دار شدن. تقول: منه ادنی عشرة
دراهم. (منتهی الارب). || جزا دادن.
(مؤید الفضلاء).