معنی و تعریف
[ اِ ] (ع اِ) خورش. نانخورش. نانخورشی اعم از مایع و غیر آن و صبغ نانخورش مایع است. ترنانه. قاتق. ابا: در ادام بودن گوشت میان فقها اختلاف است. (منتهی الارب). ج، اُدُم، آدمه، آدام : در مطبخ فلک که دو نانست گرم و سرد غم به نوالهٔ من و خون جگر ادام.خاقانی.
|| پیشوای قوم و روگاه آنها که شناخته شوند به او. مقتدی. اَدَمه. اَدم. || (ص) هر موافق و سازگار. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ادام
شماره: 24526
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع اِ) خورش. نانخورش. نانخورشی اعم از مایع و غیر آن و صبغ نانخورش مایع است. ترنانه. قاتق. ابا: در ادام بودن گوشت میان فقها اختلاف است. (منتهی الارب). ج، اُدُم، آدمه، آدام : در مطبخ فلک که دو نانست گرم و سرد غم به نوالهٔ من و خون جگر ادام.خاقانی.
|| پیشوای قوم و روگاه آنها که شناخته شوند به او. مقتدی. اَدَمه. اَدم. || (ص) هر موافق و سازگار. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
24526
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی